انتشار : شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴

تیترهای موسیقی مطبوعات کشور

به اشتراک گذاشتن

روزنامه مردم سالاری : لوریس چکناواریان:
«سلام» در راه است

آهنگساز و رهبر ارکستر پیشکسوت موسیقی کشورمان در تشریح تازه‌ترین فعالیت‌های خود درباره ساخت سمفونی «سلام» در سال آینده توضیحاتی را ارائه داد. لوریس چکناواریان در گفت‌وگو با مهر درباره تازه‌ترین فعالیت‌های خود در عرصه موسیقی بیان کرد: این روزها به دلیل فشردگی کاری که طی چند ماه اخیر داشتم به مغزم استراحت کامل داده‌ام و ترجیح می دهم فعلا کاری را انجام ندهم اما بسیار خوشحالم که طی هفته‌های گذشته توانستم دوباره به موسیقی برگردم و با ارکستر موسیقی ملی کشورمان کنسرتی را در ایام جشنواره موسیقی فجر روی صحنه ببرم که با استقبال خوب مخاطبان نیز مواجه شد. وی درباره نحوه ساخت سمفونی «سلام» در سال آینده گفت: در اجرای جشنواره ارکستر موسیقی ملی که به عنوان رهبر مهمان حضور داشتم علاوه بر برنامه‌هایی که برای مخاطبان اجرا کردیم، موفق شدیم ۵ قطعه از سمفونی «سلام» را که چندی پیش به سفارش وزارت راه‌و‌شهرسازی نوشتن آن را آغاز کرده بودم در بخش پایانی برنامه اجرا کنم و طبق بازخوردی که از تماشاگران گرفتم فضای خوب و بسیار جذابی بود. این آهنگساز پیشکسوت موسیقی ادامه داد: این سمفونی ۱۵ قطعه دارد که امیدوارم هرچه زودتر مناسبت مناسبی برای آغاز ساخت آن پیدا کنم و سال آینده این توفیق را داشته باشم که در قالب یک ارکستر بزرگ این سمفونی را به طور کامل اجرا کنم. این اتفاق نیازمند پیش تولید و پشتیبانی‌هایی است که امیدوارم توسط وزیر راه و شهرسازی که از مدیران علاقه مند موسیقی است فراهم شود. به هر ترتیب همان طور که در کنسرت نیز اشاره کردم «سلام» فقط یک کلمه نیست بلکه دربرگیرنده مفاهیم ارزشمند انسانی است که باید بیشتر از اینها به آن توجه کرد. چکناواریان گفت: مطمئن باشید من بیشتر از شما منتظر تقدیم سمفونی «سلام» به مخاطبان و مردم فهیم کشورم هستم و تمام تلاشم را خواهم کرد که این برنامه در نهایت تا مهرماه سال بعد در قالب یک اجرای پربار و محکم به دوستداران موسیقی ارائه شود.

روزنامه شهروند : پیمان بزرگ‌نیا، پژوهشگر موسیقی نواحی در گفت‌وگو با «شهروند» عنوان کرد:تا دیر نشده موسیقی اقوام را دریابید

علی نامجو| این‌که فرزندان دیگر راه پدر را ادامه نمی‌دهند، زنگ‌خطری برای موسیقی اقوام ایران می‌داند و معتقد است باید برای موسیقی نواحی ایران کاری کرد. پیمان بزرگ‌نیا، پژوهشگر و کارشناس موسیقی نواحی سال‌هاست تمام هم و غمش را روی جمع‌آوری مقام‌های موسیقی در میان اقوام ایران گذاشته و چیدمان گروه‌های مختلف موسیقی نواحی را برعهده دارد. او که در نوروز ٩۵ در برج میلاد جشنی را با همراهی گروه‌های مختلف موسیقی اقوام سرپرستی خواهدکرد، با ما هم‌صحبت شد و قرارگذاشتیم فی‌المجلس درباره موسیقی نوروز با هم صحبت‌کنیم. حرف‌هایی داشت که در کمال کهنگی، بوی نوی نوروز را می‌داد. این پژوهشگر موسیقی نواحی از میر نوروزی در کردستان، تکم‌گردانی در آذربایجان و پیر بابو در مناطق مرکزی ایران گفت. واژه‌هایی که شاید بسیاری از ما تابه‌حال نشنیده باشیم اما جزو آیین‌های نوروز ایرانی بوده‌اند و هنوز هم در مناطق خودشان موردتوجهند. روزنامه شهروند به بهانه نزدیک‌شدن به نوروز با پیمان بزرگ‌نیا گفت‌وگویی انجام داده و از این پژوهشگر موسیقی سوالاتی درباره آیین‌ها و انواع موسیقی نوروز در مناطق مختلف ایران فرهنگی پرسیده است. شرح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

آقای بزرگ‌نیا لطفا درباره موسیقی نوروز در مناطق مختلف ایران فرهنگی در دوران گذشته توضیح دهید. امروز وقتی از واژه موسیقی نوروز استفاده می‌کنیم تا چه حد می‌توانیم ظهور بیرونی این نوع از موسیقی را در جای‌جای ایران شاهدباشیم؟

متاسفانه امروز بخش عظیمی از انواع موسیقی نوروز مربوط‌به تاریخ ایران، منسوخ شده است. ما در گذشته در منطقه البرز، زاگرس، مرکز ایران و در مجموع کل فلات ایران موسیقی نوروز یا در اصطلاح نوروزخوانی را داشته‌ایم، البته همین امروز در افغانستان و تاجیکستان نوروزخوانی اجرا می‌شود، در کشور جمهوری‌آذربایجان تکم‌گردانی وجود دارد و در خراسان به‌خصوص در تربت‌جام و بیرجند شیوه خاصی از نوروزخوانی دیده می‌شود.

با توجه به توضیحات شما، چرا بخش زیادی از انواع موسیقی مربوط به مناطق مختلف ایران فرهنگی امروز دیگر وجود ندارد؟

در مورد علت از بین رفتن این موسیقی‌ها دلایل زیادی وجود دارد اما نکته مهمی که در این‌باره باید گفت کاربردی‌بودن موسیقی میان مردم گذشته بوده است. این آداب و رسوم موسیقایی امروزه دیگر کاربرد ندارند. یکی از نمونه‌هایی که به کاربردی‌بودن موسیقی در ایران اشاره می‌کند، کار آواهاست. این اصطلاح مربوط‌به زمانی است که مردم در زمین‌های کشاورزی یا محل کار برای ایجاد ریتم و هماهنگی در کار و جهت همراهی همه ‌باهم از آواهای مخصوص وقت کار استفاده می‌کردند. از سوی دیگر باید به این نکته توجه کرد که موسیقی در کل مراحل زندگی و در سراسر مناطق ایران بزرگ در خدمت مردم بوده و از تولد با لالایی تا مرگ با مویه‌ها و آواهای مخصوص مردم ایران را همراهی‌می‌کرده است.

اگر قرار باشد درباره موسیقی نوروز و به‌ویژه نوروزخوانی صحبت کنیم، چه نمونه‌هایی از این نوع موسیقی را در گذشته و امروز مناطق و اقوام مختلف می‌توان ذکر کرد؟

امروزه شواهد و مدارکی که البته شفاهی هم هست، به وجود نوروزخوانی در منطقه شرق و غرب البرز اشاره دارد. کومش، طالقان و همین‌طور بخش ساوجبلاغ هنوز هم نمونه‌های مختلفی از نوروزخوانی را درون خود دارند. این نوع از نوروزخوانی با آنچه در زاگرس به‌عنوان نوروزخوانی مکتب‌خانه‌ای معروف است، تفاوت‌های زیادی داشته است. با توجه به اهمیت جشن‌های مختلف در ایران موسیقی به‌عنوان عضو جدایی‌ناپذیر فرهنگ ایرانی در هر کدام از این جشن‌ها ظهور و بروز داشته است. البته باید گفت که جشن نوروز در طول تاریخ ایران به‌عنوان مهم‌ترین جشن مورد توجه قرار می‌گرفته، چون به لحاظ زمانی با فصل رویش و زایش موجودات همزمان می‌شده و تمام پادشاهان ایران در طول دوره‌های مختلف نوروز را به همین دلیل جشن‌می‌گرفتند. تمام پادشاهان قبل از اسلام این جشن را جشن تغییر می‌دانستند. نوروزگان به همین مناسبت برگزار می‌شد که شامل جشن‌های ١٣ روزه و در برخی مناطق یک‌ماهه می‌شده‌است. اگر به گاه‌شماری اقوام ایرانی نگاه کنید، هر قومی برای خودش شیوه و تقویم جداگانه‌ای داشته است. در دوره قدیم ماه‌ها ٩٠روزه بوده‌اند و فصل‌ها در حکم ماه‌های مختلف به‌حساب‌می‌آمدند. برای نمونه امروز در منطقه بختیاری و لرستان به اسفندماه «آفتو‌بی‌بی» می‌گویند و پاییز را «قوس» می‌نامند. نکته دیگر در مورد تقویم این بود که زمستان و تابستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می‌شد. پیر بابو، نوروزخوانی مکتب‌خانه‌ای و نوروزخوانی مرسوم در البرز (در مکتب‌خانه‌های لرستان و بختیاری آموزش داده می‌شد) نمونه‌هایی از نوروزخوانی بودند که هنوز هم در این مناطق اجرا می‌شود. در مازندران نوروزخوانی به شیوه‌های مختلفی خوانده می‌شد و هنوز هم در این منطقه مرسوم است. در یکی از این نمونه‌ها نوروزخوان می‌گوید: باد بهارون بیمو، گل به گلستان بیمو/ مزده دهید دو ستان نوروز سلطون بیمو.

پس از اسلام این رسم چه تغییراتی کرد؟

بعد از ورود اسلام به ایران نمادهای مذهبی وارد نوروزخوانی شدند. مثلا در یکی از شیوه‌هایی که همچنان در مازندران مرسوم‌است، می‌گویند: بهار آمد، بهار آمد خوش آمد/ علی با ذوالفقار آمد خوش آمد.

در گذشته‌ نوروزخوانان به‌عنوان یک شغل نوروزخوانی‌می‌کردند؟

نه. چون مدت اشتغال نوروزخوانان در مجموع ١٠ تا ١۵روز بود نمی‌توان به‌عنوان یک شغل از آن یاد کرد. با توجه به منابع شفاهی موجود و البته در دست نداشتن اسناد مکتوب و مشخص احتمال دارد که نوروزخوانان به حرفه کشاورزی اشتغال داشتند یا خنیاگر بودند. در مجموع این دسته به لحاظ مالی اوضاع بسامانی نداشتند و از طبقه فقیران جامعه محسوب می‌شدند. اگر به مناطق جغرافیایی که نوروز در آن برقرار بوده، دقت کنیم، خواهیم دید این رسم در مناطق کوهستانی بیشتر رواج داشته است. دلیل گرایش به نوروزخوانی در مناطق کوهستانی سرمای طاقت‌فرسای زمستان‌های سرد ایران بوده است، به همین دلیل در مناطق جلگه‌ای و گرمسیر کمتر اثری از نوروزخوانی را می‌توان یافت. برای مثال در بوشهر نمی‌توان ردپایی از نوروزخوانی پیدا کرد. البته بوشهری‌ها هم آیین‌های خاصی برای جشن‌گرفتن آغاز بهار داشتند که از آن با نام نیمه‌های بهاری یاد می‌کردند.

شما در میان سخنان‌تان به کارکردهای موجود در موسیقی در زمان‌های قدیم اشاره کردید. اگر قدری جزیی‌تر به موضوع بپردازیم، کارکردهای موسیقی نوروز چه بود؟

نوروزخوان‌ها در گذشته نقش پیک‌ها و منادیان بهاری را برعهده‌داشتند و اگر بخواهیم به بیان امروزی بگوییم خبرنگارانی بودند که از نوروزخوانی به‌عنوان رسانه استفاده می‌کردند تا خبر آمدن بهار را به مردم شهرها و روستاها در مناطق مختلف برسانند. شیوه نوروزخوان‌ها به این‌صورت بود که کوله‌پشتی را به پشت‌شان می‌بستند و برای نوروزخوانی از روستایی به روستایی دیگر می‌رفتند. بنابر شرایط مالی نوروزخوان‌ها و با توجه به هدفی که در انجام نوروزخوانی داشتند و با این کار به‌دنبال به دست‌آوردن رزق و روزی برای خانواده‌های خود بودند، کمتر در محل زندگی خودشان به نوروزخوانی می‌پرداختند و معمولا همگی‌شان مسافربودند. شاید از این‌که مجبور بودند به در خانه‌ها بروند و در قبال رساندن مژده بهار، مژدگانی شامل برنج یا آرد بگیرند، خجالت می‌کشیدند و به همین خاطر ترجیح می‌دادند در محلی غیراز شهر یا روستای خودشان این کار را انجام دهند. با توجه به این توضیحات نمی‌توانیم نوروزخوانی را به‌عنوان یک شغل مستقل درنظر بگیریم.

شیوه نوروزخوانی در دوران گذشته تاریخی توأم با آموزش بود؟

برای نوروزخوانی شیوه آوازی با متر مشخص وجود داشت و این موسیقی در برخی موارد فراخ اجرامی‌شد. البته نوروزخوان‌هایی هم بودند که صدای خوشی نداشتند و فقط اشعار را به شکل ریتمیک می‌خواندند. در برخی مناطق نقاره با خود می‌بردند و سرنا چی‌هایی هم که به پول احتیاج داشتند، همراه‌شان می‌رفتند و مقام‌های‌ سال تحویلی و چهارگاه را اجرا می‌کردند. این گروه‌ها مسیر راه را پی می‌گرفتند و با رسیدن به حوالی روستاها شروع به‌کار نوروزخوانی می‌کردند. برخی از این نوروزخوان‌ها دید بندان می‌کردند و لباس‌های مبدل می‌پوشیدند. دلیل این کار شاید شأنیت کاری بود که انجام می‌دادند. چون دوست نداشتند شناسایی شوند (شاید این کار را عیب می‌دانستند). بنابراین مجبور به تغییر لباس و بستن چهره می‌شدند. در گیلان هم نوروزخوانی شیوه مخصوص به خود را داشت. شعرهای نوروزخوانی در این منطقه بداهه و توصیفی بود. مثلا نام شخصی را که با او روبه‌رو می‌شدند در شعر می‌آوردند و می‌گفتند: ‌ای آقایون… خوش‌اومدید به خونه… با این توضیح، باید گفت شعرها وزن خاصی نداشتند و نوروزخوان خودش به متن بداهه‌اش وزن می‌داد. البته در برخی مناطق هم شعرهای خاصی برای نوروزخوانی وجود داشت. در منطقه نور و کجور در مازندران این‌طور می‌خواندند: بهار آمد، بهار آمد خش آمد…

درباره امام‌خوانی نوروز هم برایمان بگویید…

امام‌خوانی شیوه خاصی از نوروزخوانی بود که در همزمانی نوروز با ایام سوگواری مذهبی ارایه می‌شد. مثلا هر وقت نوروز با ضربت‌خوردن حضرت علی(ع)، دهه فاطمیه یا محرم همزمان می‌شد، شعرها رنگ‌وبوی مذهبی به خودش می‌گرفت. ترجیع‌بند اشعار اشاره به نوروز داشت اما ابیات بعدی به حادثه تلخ مذهبی که در آن دوره زمانی فرامی‌رسید، اشاره داشت. اما خوان‌ها لباس‌های سیاه بر تن می‌کردند و هر چند درونمایه اشعارشان مهیج و شاد بود اما این اشعار را با حزن و اندوه می‌خواندند. دلیل نامگذاری این شیوه خواندن به امام‌خوانی، به خاطر شباهت لباس نوروزخوانان به لباس امام‌حسین(ع) در تعزیه‌ها بود. البته گاهی نوروزخوانی با تعزیه همراه می‌شد که به آن نوروزخوانی امام‌خوانی (به شکل یک ترکیب اضافه) می‌گفتند.

آیا در کشورهای همسایه همچون تاجیکستان هم نوروزخوانی رنگ و بوی مذهبی به خود گرفته است؟

نه. اگر بنا باشد به‌عنوان یک سند شفاهی درباره نوروزخوانی صحبت کنیم، بدون‌شک نوروزخوانی مرسوم در تاجیکستان از اصیل‌ترین و دست‌نخورده‌ترین انواع این نوع موسیقی است. در مناطقی مثل تاجیکستان اما هیچ‌وقت نوروزخوانی رنگ و شکل مذهبی پیدا نکرد.
آیا ما سند و مدرکی درباره شیوه برپایی آیین‌هایی مثل نوروزخوانی قبل از اسلام و در میان اقوام مختلف ایران بزرگ در اختیار داریم؟
نه. بنا بر این‌که تاریخ اقوام ایرانی، تاریخ شفاهی بوده است، ما هیچ سند و مدرک مکتوبی درباره شیوه برپایی آیین‌ها و درکل اقوام ایرانی قبل از اسلام دراختیار نداریم. روایان حوادث تاریخی در ایران تاریخ‌برخوان‌ها بودند. این نام درباره کسانی به‌کار برده‌می‌شد که وقایع تاریخی را سینه‌به‌سینه و نسل‌به‌نسل نقل‌می‌کردند. درست مثل کاری که عاشیق‌های (در قدیم به عاشیق‌ها در این منطقه اوزان‌ها می‌گفتند) موسیقی آذربایجان درقالب موسیقی‌شان انجام می‌دادند و در موسیقی سایر اقوام ایران هم می‌توان نمونه‌هایش را دید. بیت‌خوان‌های کرد و بختیاری، بخشی‌ها، اوزان‌ها و شاعران بلوچ نمونه‌هایی از خنیاگران تاریخ‌برخوان اقوام ایران کهن بودند.

بنابراین می‌شود این‌طور نتیجه گرفت که این افراد کار نقالان را انجام می‌دادند…

اگر بخواهیم نمونه‌ای نزدیک به ذهن مردم شهری امروز را مثال‌بزنیم بله اما نقالی یک پدیده شهری است و نمی‌تواند دقیقا مطابق با خنیاگران تاریخ‌برخوان در میان اقوام مختلف ایران باشد. کسانی مثل آقای بلوچ‌نسب، اسحاقی و سهراب محمدی در موسیقی اقوام ایران که داستان‌ها و تاریخ منطقه خودشان را به روش بومی روایت می‌کنند، نمونه‌های خوبی برای خنیاگران تاریخ‌برخوان در دوره ما هستند.

آیا آیین‌های دیگری هم درباره نوروز و نوروزخوانی در ایران کهن وجود داشته که امروز بتوان در میان اقوام ایرانی اثری از آنها دید؟

بله. میرنوروزی، پیربابو(اراک) و عروس‌گله(گیلان) آیین‌هایی هستند که به دوره مندایه یعنی قبل از دوران زرتشت بازمی‌گردد. برخلاف باور عموم حاجی فیروز به دوران متاخر بازمی‌گردد و مربوط به زمانی است که غلامان سیاه به محدوده اسلامی وارد شدند. با این توضیح عمر آیین حاجی‌فیروز را نمی‌توان بیشتر از قرن دوم هجری قمری که مصادف با دوره حکومت عباسیان در سرحدات اسلامی دانست. نظر دیگری هم دراین‌باره وجود دارد که به ورود برده‌ها از مکه به ایران و سیاهان آفریقایی اشاره دارد که در دوران جدید از قاره آقریقا به مناطق مختلف جهان وارد شدند. البته به‌نظر می‌رسد عقیده دوم مبنای علمی دقیقی نداشته باشد و باید نظریه اول را به حقیقت نزدیک‌تر دانست.

ابوریحان در کتابش به رسمی تحت‌عنوان کوسه‌برنشین و میر نوروزی اشاره می‌کند. این رسم‌ها به‌نظر ابوریحان مربوط به دوران قبل از اسلام است…

این عنوان با عبارت کوسه برزنگی هم مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در این رسم مردانی را که موی کمی بر صورت داشتند بر خرانی سوار می‌کردند و در ایام پیش از نوروز در شهرها می‌گرداندند. آنچه این کوسه‌برنشین‌ها یا کوسه‌برزنگی‌ها تا ظهر کار می‌کردند به خزانه شاهی اختصاص داشت و عوایدی که تا عصر به دست می‌آوردند، مربوط به خودشان بود. این رسم میان اقوام قشقایی، آذربایجانی بر قرار بود و کوسه‌گلین نام داشت. در نمونه متاخر این آیین، کسی که ریش و سبیل نداشت را سوار بر خر می‌کردند و با آرد زدن به صورتش او را برای اجرای رسم کوسه‌گلین به میان مردم می‌فرستادند. درباره میر نورزوی باید گفت تا چند‌ سال پیش در منطقه کردستان و بختیاری هنوز حضور داشتند. در این رسم یک نفر را به‌عنوان میر بزک کرده و بر الاغ سوار می‌کردند. این میر نمایی از زمستان بود که حالا بزک‌شده آماده سفر شده بود. بچه‌ها در اطراف میر نوروزی می‌دویدند و اشعاری را می‌خواندند. همین رسم در رقص‌کوسه در منطقه بختیاری جاری بود. البته ظاهرا باید نظر ابوریحان را پذیرفت چون هرکسی نمی‌رفت تا رسم میر نوروزی یا کوسه‌برنشین را اجرا کند و نوکرها و غلام‌ها مامور انجام این کار می‌شدند. نمی‌توان گفت چون حاجی فیروزها هم صورتشان را سیاه می‌کنند، همان میر نوروزی هستند. اساسا سیاه‌کردن صورت در آن دوره به معنای بزک‌کردن بود و ارتباطی با حاجی‌فیروزهای زمان ما ندارد. البته شاید بتوان حاجی فیروز را ادامه و تغییرشکل‌یافته میر نوروزی دانست. چند‌سال پیش در کردستان میر نوروزی وجود داشت و همین امروز هم در چند روستای هورامان این رسم اجرا می‌شود. در این رسم کسی را می‌آوردند و برایش ریش‌سفید می‌گذاشتند و کودکی پشت‌سرش می‌دوید و کلوخ می‌شکست. امروز هم این رسم برپا می‌شود اما فقط آیین است و شیوه خاص موسیقایی ندارد. پیربابو نمونه میرنوروزی در منطقه اراک بوده است. اساسا اشعار ریتمیک گاهی این گروه‌ها را همراهی می‌کردند و سرنا هم با آنها همراه می‌شد اما این سرنا و شعرخوانی را نمی‌توان به‌عنوان موسیقی ویژه نوروز در گذشته معرفی کرد.

با توجه به توضیحات شما درباره نوروزخوان‌ها تا چه زمانی به نوروزخوانی ادامه می‌دادند؟ آیا بعد در ایام نوروز هم کارشان ادامه داشت؟

کار نوروزخوان‌ها تا یک روز قبل از نوروز ادامه داشت و پس از آن کم‌کم راهی دیار خودشان می‌شدند. در هر منطقه روز ماقبل نوروز نامی داشت. مثلا در منطقه بختیاری این روز علفه نام‌گذاری شده بود و نوروزخوان‌ها در اصطلاح تا روز علفه نوروزخوانی می‌کردند. آیین شال ونون (شال بندون) هم درست به همین روز ارتباط داشت. با توجه به این‌که در قدیم سقف خانه‌ها گنبدی‌شکل بود، کودکانی که می‌خواستند شال ونون کنند، شال‌هایشان را از دور کمر باز می‌کردند و از دریچه بالای گنبد خانه‌ها به داخل می‌فرستادند. هرکس سوغاتی به شال‌ها می‌بست و کودکان شال‌ها را از همان دریچه بالا می‌کشیدند و سوغاتی را برمی‌داشتند.

درمورد نقاره لحظه‌ سال‌تحویل نیز در گذشته اثری وجود دارد؟

همین نقاره‌خانه‌هایی که امروز در مشهد مقدس هست، در گذشته در تمامی شهرهای ایران بوده است. در برج و باروهای تمامی شهرهای بزرگ ایران در گذشته نقاره‌خانه‌ها مامور اجرای موسیقی لحظه تحویل‌ سال بودند. در آن دوره ملاها که همان مکتبی‌های باسواد میان مردم بودند به خان یا مامور شاه در منطقه خبر می‌دادند که مثلا نیم‌ساعت دیگر ‌سال تحویل خواهد شد. به این ترتیب شاه به نقاره‌خانه دستور می‌داد که در لحظه تحویل ‌سال شروع به نواختن نقاره کنند. سرناچی‌ها هم با نقاره‌ها همراهی می‌کردند و حدود نیم ساعت می‌نواختند.
تشپال‌ها، لوطی‌ها، مطرب‌ها، فیوج‌ها و گودارها در سراسر ایران با تکیه بر نغمه خاص نوروز اجرای موسیقی لحظه تحویل‌ سال را انجام می‌دادند. نکته جالبی که باید در این قسمت از بحث بگویم، این است که برخی به اشتباه گمان می‌کنند موسیقی که لحظه تحویل‌ سال که در چهارگاه و از تلویزیون پخش می‌شود، کار مرحوم مهدی پوربختیاری است، درحالی‌که آقای انجوی شیرازی در شهر شیراز این کار را با سرنا زده است. لازم است دوباره تکرار کنم که هیچ سند مشخصی برای این آیین‌ها نبوده و اگر امروز ما از این آداب و رسوم و موسیقی‌های مربوط به ایران کهن و به‌خصوص جشن نوروز صحبت می‌کنیم، براساس سخنانی است که سینه به سینه از خنیاگران روایتگر تاریخ ایران به ما رسیده است.

آنچه می‌توان از این بحث نتیجه گرفت، فراموشی بخش زیادی از موسیقی ویژه نوروز در سراسر ایران فرهنگی است. با این توضیح، شما به‌عنوان یکی از پژوهشگران و فعالان در زمینه بازشناخت موسیقی کهن ایرانی، چه عواملی را در فراموشی بسیاری از انواع موسیقی اقوام ایرانی دخیل می‌دانید؟

امروز موسیقی نواحی ایران محجور مانده و ما باید بدانیم که شاهد آخرین نسل از اساتید این نوع هستیم. هنرمندان بزرگ در این عرصه یا حال مساعدی ندارند یا در تنهایی و سختی جان خودشان را از دست داده‌اند. این داستان غم‌انگیز در شرایطی برای موسیقی نواحی ایران افتاده است که در گذشته و دورانی که انواع امروزی موسیقی وارد کشور نشده بود، این موسیقی نیاز مردم ایران را برطرف می‌کرد. با این توضیح برخلاف باور عمومی این موسیقی بسیار پاپیولار و جذاب است و اگر مورد توجه قرار گیرد و حمایت‌های دولتی و غیردولتی را داشته باشد می‌تواند در میان انواع روز موسیقی شانه‌به‌شانه پیش بیاید و مردم ایران را با موسیقی گذشته‌شان آشنا کند. من معتقدم اگر هدف‌گذاری بخش فرهنگ در قسمت دولتی و غیردولتی سرمایه‌گذاری و حمایت از موسیقی نواحی ایران باشد این امکان وجود خواهد داشت که ما با مرگ اساتید این موسیقی دانسته‌ها و داشته‌هایمان را از دست ندهیم و امیدوار باشیم که به‌زودی در تمام دنیا این موسیقی را ارایه دهیم. سیاست کسانی چون من که روی موسیقی نواحی پژوهش می‌کنند، معرفی موسیقی نواحی ایران به شیوه صحیح است. ما سعی خواهیم کرد با قرار دادن جوانان در کنار پیشکسوتان این موسیقی، جذابیت اجراها را بالا ببریم و اطمینان داریم اگر تبلیغات و اطلاع‌رسانی کافی در این‌باره صورت گیرد، مردم از اجراها و آلبوم‌های موسیقی نواحی استقبال خواهند کرد.

روزنامه سایه : تلخ‌ترین رویدادهای موسیقی در سال ۹۴
نت‌هایی از جنس درد

سال ٩۴ جزو سال‌های پرفراز و نشیب موسیقی بود و اتفاق‌های تلخ و شیرین زیادی در آن رقم خورد. اخباری که برخی از آن‌ها، خبر از روزهای روشن برای موسیقی می‌دادند و برخی دیگر، کام اهل ساز و آواز را تلخ می‌کردند. نگاهی به تلخ‌ترین رویدادهای موسیقی در سال ٩۴ انداخته است.

این خانه با اهالی‌اش چه می‌کند؟

هرچند قصه‌ی خانه موسیقی و منتقدانش تا امروز، به اتحاد ۵٠٠ نفره‌ی اهالی موسیقی ختم شده و این، اتفاق بی‌سابقه و خوبی است، اما خانه موسیقی در سال ٩۴ پرتنش و پرحاشیه بود. قصه از برگزاری جریانی با عنوان «گفتمان ضرب اصول» آغاز شد و عده‌ای منتقد عملکرد این خانه و غیرقانونی بودن هیأت‌ مدیره‌اش شدند. خانه موسیقی هم سعی کرد از راه‌های مختلف ثابت کند که هیأت‌ مدیره‌اش کاملا قانونی است. در این راستا خانه موسیقی ابتدا تلاش داشت، منتقدانش را نادیده بگیرد، اما منتقدان هم بی‌کار ننشستند و بیانیه و نامه‌هایی را درباره‌ی خانه موسیقی منتشر و شروع به جمع کردن امضا از هنرمندان کردند. خانه موسیقی در مقابل این انتقادها و اتهام‌ها، تاب نیاورد و از یکی از منتقدان اصلی‌اش، یعنی دکتر ساسان فاطمی شکایت کرد.

این اقدام خانه موسیقی که به شکایت از یک موسیقیدان منجر شده بود، بیش از پیش خون منتقدان را به جوش آورد و به اتحاد ۵٠٠ نفره‌ی آن‌ها انجامید تا این‌بار پرقدرت‌تر از قبل مقابل هیأت‌ مدیره‌ی خانه بایستند. بسیاری از رسانه‌ها از نیمه‌ی دوم سال ٩۴ درگیر انتشار نامه‌های مختلف جدل‌آمیز دو طرف بودند. رسانه‌های تندرو نیز از فضای مسمومی که بین اهالی موسیقی ایجاد شده بود، به‌ نحو احسن استفاده کردند. در حال حاضر اهالی خانه موسیقی در پی اتهامات فراوان، اظهارات ضد و نقیص متفاوتی مطرح می‌کنند، مثلا یک‌بار می‌گویند به‌جز ساسان فاطمی از اشخاص دیگری هم شکایت کرده‌اند و یک‌بار دیگر می‌گویند که خانه موسیقی به هیچ‌وجه از منتقدانش شکایت نمی‌کند. در هر صورت، خانه موسیقی و اهالی‌اش امسال، سال بدی داشتند و پس از کش و قوس‌های فراوان هنوز نتوانسته‌اند به آرامش برسند، مگر اینکه در روزهای پایانی سال انتخابات خانه برگزار شود و ورق طور دیگری برگردد.

وداع با شیدا و پدر عود ایران

چه بخواهیم چه نخواهیم، هر سال دست کم یکی از گنجینه‌های ارزشمند موسیقی ایران را از دست می‌دهیم، منصور نریمان ٢۴ تیرماه امسال از دنیا رفت تا موسیقی ایران دیگر «پدر عود» نداشته باشد. او که مدت‌ها با عارضه‌ی ریوی دست و پنجه نرم می‌کرد، پس از مدتی بستری شدن در بیمارستان درگذشت. شیدا جاهد یکی از پیشکسوتان عرصه‌ی آواز بود که علاوه‌بر برگزاری کنسرت برای بانوان، آلبوم‌هایی را نیز به‌صورت هم‌خوانی منتشر کرد. او مدت‌ها با بیماری سرطان دست به گریبان بود و این بیماری منجر به فوت این بانوی هنرمند شد. همسرش مسعود جاهد درباره‌ی شرایط بیماری او که مدتی هم در دولت قبل ممنوع‌الکار شده بود، معتقد است: فشارهای روحی و روانی، تنهایی چند ساله، دوری از همه و… بیش از هر چیز شیدا را درگیر بیمارستان کرده بود. فریبرز لاچینی ٩مردادماه براثر سانحه‌ی آتش‌سوزی در منزلش به بیمارستان انتقال یافت و به‌دلیل انفجار گاز خانگی دچار سوختگی شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. این هنرمند از ناحیه‌ی دست و صورت دچار سوختگی شد، اما در حال حاضر با بهبود شرایط به کار آموزش و آهنگسازی می‌پردازد. فضل‌الله توکل، پیشکسوت سنتورنوازی نیز به‌دلیل عارضه‌ی ریوی چندبار در بیمارستان بستری شد و علاقه‌مندانش را نگران کرد. فرهنگ شریف نیز خردادماه امسال مدتی در بیماستان عرفان و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد. همچنین به‌ تازگی حسین خواجه‌امیری معروف به «ایرج» چند روزی را در بیمارستان بود.

بازار داغ لغو کنسرت‌ها

لغو سریالی کنسرت‌ها در سال ٩۴ هم پی گرفته شد، کیهان کلهر قرار بود ١٩ خردادماه بعد از مدت‌ها در ایران روی صحنه برود، مجوز برنامه‌اش از طرف اداره‌ اماکن صادر نشد. نامزد چهار دوره جایزه‌ی گرمی و نوازنده‌ی چیره‌دست کمانچه، بعد از چند سال محرومیت از اجرا در کشورش، باز هم نتوانست روی صحنه برود. همچنین قرار بود ١٠ و ١١ اردیبهشت‌ماه کنسرت گروه «پایور» به سرپرستی سعید ثابت و خوانندگی وحید تاج در شهر رشت برگزار شود که به دلایل نامعلومی لغو شد. یکی از کنسرت‌های لغوشده‌ی پر سر و صدای امسال، کنسرت «پرواز همای» بود، خردادماه امسال «پرواز همای» موفق شد پس از هشت سال مجوز اجرای صحنه‌ای در تهران را دریافت کند. خبری که با استقبال مخاطبان این خواننده‌ی موسیقی ایرانی مواجه شد، البته هیجان مخاطبان این هنرمند دوام چندانی نداشت.

تمام بلیت‌های کنسرت همای برای چند شب اجرا در تالار وزارت کشور به فروش رسید، اما پس از بلیت‌فروشی، انتقادات تندی از سوی برخی نسبت به «پرواز همای» مطرح شد و او را به جریان‌های خاصی نسبت دادند. شهریورماه امسال، کنسرت علی‌اکبر مرادی – نوازنده‌ی پیشکسوت تنبور- نیز به‌دلیل صادر نشدن مجوز از سوی اداره‌ی اماکن نیروی انتظامی لغو شد. برای لغو این اجرا هیچ‌گاه دلیل مشخصی اعلام نشد. برگزاری کنسرت کاوه یغمایی نیز در تهران می‌توانست اتفاق خوبی برای دوستداران موسیقی راک باشد که با لغو این کنسرت در جشنواره‌ی موسیقی فجر، دوستداران این خواننده باید در انتظار برگزاری اجرای او بمانند. در راستای لغو کنسرت فرزند کوروش یغمایی، هیچ توضیح واضح و شفافی ارائه نشد.

اپرایی برای عاشورا و حاشیه‌هایش

ارکستر سمفونیک تهران هم‌زمان با آغاز ایام سوگواری حسینی «اپرای عاشورا» را با حال و هوایی متفاوت در تالار وحدت روی صحنه برد. چوب رهبری نصیر حیدریان (رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران) شامگاه ٢۴ مهرماه برای اجرای یک اثر متفاوت به حرکت درآمد. «اپرای عاشورا» اثر بهروز غریب‌پور است که هر سال در ماه محرم به‌صورت اپرای عروسکی به‌نمایش درمی‌آید، اما این اجرا با آهنگسازی بهزاد عبدی به‌صورت کنسرت و بدون بازیگر روی صحنه رفت. این اپرا ١٠پرده داشت و در حالی اجرا شد که چند خواننده به‌عنوان سولیست، با سبک و سیاقی متفاوت در جایگاه شخصیت‌های واقعه‌ی عاشورا آواز خواندند. طبعا اجرای چنین اپرایی با حضور هم‌خوانان زن روی صحنه همراه بود که این موضوع، حاشیه‌های پررنگی را برای ارکستر سمفونیک تهران درپی داشت. رسانه‌های تندرو مطالب زیادی را درباره‌ی نحوه اجرای این اپرا منتشر کردند.

با این حال، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از این اپرا دیدن کرد و با اظهاراتش در را روی همه‌ی حاشیه‌های ناصواب بست. علی جنتی پس از اینکه به تماشای اپرای عاشوا نشست، در سخنانی گفت: وقتی این کار را دیدم، به آنچه در طول این چند روز روی خروجی سایت‌های خبری و برخی وبلاگ‌ها خواندم، فکر کردم و متوجه شدم، واقعا چه ظلم و جفایی نسبت به این کار می‌شود. وقتی من «اپرای عاشورا» را دیدم، متوجه شدم، یک اثر بسیار برجسته و قابل عرضه در سطح جهانی است که بسیاری از اشعار آن برگرفته از تعزیه‌های خودمان است و ما هم در طول سال‌های دراز، آن‌ها را شنیده‌ایم. جای تأسف دارد یکسری از عناصری که فقط و فقط به سیاست‌بازی فکر می‌کنند، به چنین کاری خدشه‌ وارد کنند و زحمات کسانی را زیر سوال ببرند.
قصه‌ی ناتمام آن لیست ٢۴ نفره و…

اواخر مهرماه امسال خبری دهان به دهان می‌چرخید، مبنی‌بر اینکه لیستی ٢۶نفره شامل خوانندگان پاپ منتشر شده است که بر مبنای آن، این خوانندگان ممنوع‌الکار خواهند بود. جرم آن‌ها نیز همکاری با وب‌سایت «رادیو جوان» عنوان شده بود. انتشار این لیست برای چند روز، تشنجی در فضای موسیقی ایجاد کرد، اما چندی بعد ماجرا طور دیگری ورق خورد و علی مرادخانی (معاون امور هنری وزارت ارشاد) تصریح کرد: خبری که به‌تازگی مبنی‌بر ممنوع‌الکار شدن خوانندگان منتشر شده است، صحت ندارد. خبر ممنوع‌الکار شدن چند هنرمند موسیقی به‌دلیل همکاری با «رادیو جوان» واقعی نیست. من به هیچ‌وجه دنبال ممنوع‌الکاری هنرمندان نبوده و نیستم و همیشه سعی کرده‌ایم، شرایط را به‌گونه‌ای فراهم کنیم که آن‌ها بتوانند داخل کشور فعالیت کنند و مشکلی نداشته باشند. بنابراین چنین خبری نمی‌تواند صحت داشته باشد. کمی بعد، حسین نوش‌آبادی – سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- نیز توضیح داد: وزارت ارشاد و دفتر موسیقی لیستی از هنرمندان ممنوع‌الکار منتشر نکرده است. این موضوع صحت ندارد. برخی سایت‌ها لیستی را منتشر کرده‌اند که از سوی وزارت ارشاد تکذیب می‌شود. طبق ضوابط، با هر فرد هنجارشکن برخورد قانونی صورت خواهد گرفت. این فهرست برای دفتر موسیقی نیست و ما خواننده ممنوع‌الکار داخلی نداریم. اگر شائبه‌ی همکاری افرادی با شبکه‌های خارج پدید آید، با آن‌ها برخورد خواهد شد. اگر دیگران صوت و تصویر را به شبکه‌های ارسال کرده باشند و مشخص شود قصدی نداشته‌اند، آن‌ها می‌توانند تعهد به اصلاح رفتار دهند. از سویی هم قانون روشن است. در نهایت، به‌طور شفاف مطرح نشد که چنین لیستی تهیه شده بود یا خیر؟

حکایت آن جشن همیشه مظلوم

جشنواره‌ی موسیقی نواحی ایران، مظلوم‌ترین جشنواره‌ای است که زیر نظر معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود. این رویداد که باید امسال نهمین دوره‌ی خود را می‌گذراند، لغو و برگزاری آن به سال ٩۵ موکول شد. این جشنواره قرار بود، دی‌ماه برگزار شود، اما بدون اینکه دلیل واضح و مشخصی از سوی ستاد برگزاری جشنواره اعلام شود، لغو شد تا موسیقی نواحی ایران باز هم نتواند از یک جشنواره‌ی منظم و درخور شأن بهره‌مند شود.

جشن خانه‌ی موسیقی لغو شد

خانه موسیقی امسال در اقدامی عجیب، شانزدهمین سالروز تأسیس خود را جشن نگرفت. البته حرف و حدیث‌های زیادی پشت این رویداد مطرح شد، مثلا عده‌ای معتقدند که هم‌زمانی مدیریت حمیدرضا نوربخش در خانه موسیقی و جشنواره‌ی موسیقی فجر، دلیل این اتفاق است، اما خانه موسیقی دلیل لغو را چیز دیگری عنوان کرد. خانه موسیقی ایران با انتشار بیانیه‌ای رخ دادن «فاجعه‌ منا» را دلیل لغو این جشن دانست و اعلام کرد که برای هم‌دردی با بازماندگان این فاجعه، جشن سالانه‌ی خود را لغو می‌کند. این در حالی بود که نشست خبری برگزاری جشن شانزدهم برای تشریح جزییات دقیقا چند روز پس از «فاجعه منا» برگزار شده بود.

روزنامه قانون : سه حاشیه بزرگ موسیقی در سالی که گذشت

سال ۹۴ جزو سال‌های پرفراز و نشیب موسیقی بود و اتفاق‌های تلخ و شیرین زیادی در آن رقم خورد؛ برخی از آن‌ها، از روزهای روشن برای موسیقی خبر می‌دادند و برخی دیگر، کام اهل ساز و آواز را تلخ می‌کردند.

کمای یک روزه

بهنام صفوی خواننده‌ موسیقی پاپ تقریبا از دو سال پیش، بیمار است. یکی از روزهای آذرماه امسال، هواداران این خواننده خبر بدی را شنیدند، مبنی بر این‌که این هنرمند به‌دلیل تداخل دارویی در کماست. این خبر روی خروجی چند خبرگزاری هم قرار گرفت؛ ولی عصر همان روز خبر رسید، خواننده‌ای که صبح در کما بود، از بیمارستان مرخص شد و به خانه‌اش رفت!

اسلحه‌کشی در کنسرت

حافظ ناظری در سال ۹۴ درگیر برگزاری تور کنسرت‌هایش در شهرستان‌ها بود که یکی از اجراهایش، حاشیه‌دار شد؛ پس از برگزاری کنسرتی در کرمان، تعدادی از سایت‌های محلی این استان نوشتند: «در کنسرت «ناگفته» در سالن امام خمینی (ره) یکی از افراد وابسته به تیم اجرایی کنسرت روی نیروهای حراست سالن اسلحه کشیده است و پس از این‌که نیروهای حراست اقدام به دستگیری او کردند، عده‌ای او را از سالن فراری دادند.»

این خبر به سرعت دهان به دهان پیچید تا این‌که دادستان عمومی و انقلاب استان کرمانشاه، اسلحه‌کشی در کنسرت حافظ و شهرام ناظری را کذب دانست و اعلام کرد: چنین موضوعی صحت ندارد و این کنسرت در زمان مقرر و بدون هیچ مشکلی در کمال صحت، سلامت و آرامش برگزار شد.
کولی‌هایی که پایشان به تهران نرسید

اردیبهشت‌ماه امسال مدیرکل وقت دفتر موسیقی از حضور گروه «جیپسی‌ کینگز» (پادشاه کولی‌ها) در تهران خبر داد و موضوع حضور این گروه در ایران در رسانه‌های بسیاری چرخید. با این‌که این خبر از همان اول هم شایعه به‌نظر می‌رسید، اما مدیر وقت دفتر موسیقی بر حضور این گروه در تهران تأکید داشت. حتی شخصی هم به‌عنوان مدیر اجرایی، مشغول پرداختن به امور مربوط به برگزاری کنسرت بود؛ اما پس از مدت‌ها مانور خبری روی این موضوع، اعضای این کنسرت اعلام کردند که اداره‌ اماکن مانع برگزاری این اجرا شده است و شخص مدیر اجرایی هم پس از این موضوع، تلفن شخصی‌اش را خاموش کرد.
در نهایت، اعلام شد که گویا اعضای این گروه موسیقی اصلا روح‌شان هم از جریان حضور در ایران خبر نداشته است.

روزنامه فرهیختگان : دکلمه نعمتی در آلبوم <روز از پی روز>

گروه ادب و هنر: چند روزی است آلبوم «روز از پی روز» با دکلمه فرخ نعمتی، هنرمند صاحب‌ صدای هنر ایران در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. این مجموعه شامل شعرهایی از حمید جعفری با آهنگسازی شروین عباسی است که توسط نشر نوفه منتشر شده است. اشعاری که او چهار سال پیش منتشر کرده بود، در این آلبوم بازخوانی شده و اتمسفر اجتماعی بر شعرها حاکم است. سبک این شعرها را می‌توان مینیمال نام‌گذاری کرد. شاعر کتاب «در غیاب شاعران» گفت‌و‌گوهایی با شاعران معاصر ایران ازجمله نیما یوشیج، احمد شاملو، مهدی اخوان‌ثالث، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری توسط نشر پایان روانه بازار کرده بود. «روز از پی روز» دومین آلبوم شروین عباسی در کسوت آهنگسازی است که حال و هوای متفاوتی نسبت به آلبوم «در جست‌وجو» دارد.

دیدگاهتان را بنویسید :

نام

پست الکترونیک

وب سایت

XHTML: شما می توانید از این برچسب های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

*

نظر سنجی

با برگزاری کنسرت‌های متعدد خواننده‌های پاپ بدون انتشار آلبوم جدید موافقید؟

Loading ... Loading ...