انتشار : سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵

بهنام علمشاهی : انتشار آلبوم صرفه اقتصادی ندارد

به اشتراک گذاشتن

سابقه بعضی آشنایی‌ها به سال‌هایی برمی‌گردد که برای هر دو طرف ماجرا خاطره‌انگیز است. آشنایی من و بهنام علمشاهی را هم می‌توان از همین دست محسوب کرد. سال ١٣٨٠ بود و آلبوم «بگو بگو» را تازه منتشر کرده بود. بحبوحه رونق بازار موسیقی پاپ بود و چهره‌های جوان و تازه‌نفس می‌خواستند مسیری تازه را در این فضا تجربه کنند. برای بهنام علمشاهی اما آن اتفاق خوشایند کمی دیر افتاد. یعنی وقتی دو تجربه «یه‌دنده» و «لوس» را هم پشت سر گذاشت. یادم هست قبل از انتشار آلبوم چهارمش «نیستی تو» گفته بود که اگر این کار نگیرد، برای همیشه خوانندگی را رها می‌کند و… کار گرفت؛ آن‌قدر که هرجا می‌رفتی و هر اتومبیلی که از کنارت می‌گذشت، یکی از قطعات این آلبوم را Play می‌کرد و کسی نبود که در سال ١٣٨٧ کارهایی چون «نه این‌ور نه او‌نور»، «نیستی تو» و «نمی‌خواستم» را نشنیده باشد یا با نام بهنام علمشاهی آشنا نباشد. خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که آلبوم نیستی تو منتشر شد، شش‌وهشت در آن حال و هوا نداشتیم. این آلبوم سبکی را آورد که خیلی‌ها سعی کردند شبیه آن کار کنند و بعضی‌ها هم کپی کردند و به روی خودشان نیاوردند. حتی تازگی‌ها کاری از خواننده‌ای معروف شنیدم که وسط کارش عینا خط ملودی نمی‌خواستم را با همان فضا و آکوردها آورده بود». علمشاهی که اردیبهشت سال ۱۳۵۶ در خانواده‌ای اهل موسیقی به دنیا آمده ‌است، از آنجا که خانواده وی گردانندگان مؤسسه «آوای نکیسا» بودند، به سرعت وارد موسیقی شد. او درباره این روزهای خود می‌گوید: «منتظر پایان‌گرفتن ایام محرم و صفر بودم و البته قبل از آن هم دو ماهی بود که کار خاصی انجام نمی‌دادم. مدتی قبل‌تر چند اجرای شهرستان داشتم؛ اما فعلا خبری از برنامه و اجرا نیست». این خواننده با اشاره به اینکه فضای موسیقی به قدری بد شده که انتشار آلبوم نه از نظر اقتصادی به صرفه است و نه به لحاظ انگیزه رغبتی برای کار می‌ماند، ادامه داد: «هر کاری خوب یا بد و با هزینه کم یا زیاد که منتشر می‌شود، در کوتاه‌ترین زمان ممکن روی اینترنت آپلود شده است. قانون کپی‌رایت هم که وجود ندارد تا حامی تولیدکننده آثار هنری باشد. از طرفی، فرهنگ این ماجرا هم بین مردم وجود ندارد که حقوق تولیدکننده را رعایت کنند و… در چنین شرایط و فضایی، تولید آلبوم، ضرر خالص است». وقتی از او می‌پرسم که آیا فضای اینترنت به راحت‌تر شنیده‌شدن هنرمندان موسیقی کمکی نکرده است، پاسخ می‌دهد: «فضای مجازی به صورت کلی چیز بدی نیست؛ اما بلد نیستیم چطور از آن استفاده کنیم. مهم، فرهنگ استفاده از هر امکانی است. یادم هست آن زمان که انتشار سی‌دی باب شد و جای کاست را گرفت، مشکل سی‌دی‌های کپی و غیرمجاز را داشتیم. یک‌بار در سرعین اردبیل اجرا داشتم، در آنجا قدم می‌زدم که دیدم حجمی قابل توجه از تمام سی‌دی‌های منتشره در بازار را کپی کرده‌اند و با پکیجی زیباتر و با قیمتی پایین‌تر از سی‌دی اصلی می‌فروختند. هیچ‌کسی هم برخوردی نمی‌کرد و آنها هم بی‌ترس کارشان را می‌کردند. آن زمان به این شکل بود و حالا هم که دوره اینترنت است، به اشکال مختلف کارها کپی می‌شوند». علمشاهی با اشاره به حضور و وجود سایت‌هایی که به شکل قانونی کارها را روی اینترنت می‌گذارند تا مخاطبان با پرداخت هزینه آنها را دانلود و گوش کنند، می‌گوید: «رقمی که در ازای هر دانلود به صاحب اثر داده می‌شود، به قدری پایین است که اصلا ارزش ندارد. در واقع از نظر حق و حقوق مادی، صرفی برای موزیسین و خواننده ندارد. البته وجود فضای مجازی به همین شکلش، از این نظر که کار شنیده می‌شود و دست‌به‌دست می‌چرخد، خوب است. بااین‌حال، همیشه عده‌ای هستند که از هر آب گل‌آلودی ماهی می‌گیرند. برای مثال، صاحبان بعضی سایت‌ها که ذوق و شوق خواننده‌های تازه‌وارد و طالب شهرت را دیدند، ماجرا را برعکس کردند؛ به این شکل که یک پولی هم از طرف می‌گرفتند تا کار را پخش کنند؛ یعنی حالا دیگر نه تنها هزینه ساخت اثر با توست؛ بلکه برای ارائه آن هم که مخاطب بشنود، خودت باید هزینه کنی!» علمشاهی می‌گوید اگرچه از من و چهره‌های مطرح پولی نمی‌گیرند؛ اما این روال و رویه هست و اتفاق خوبی هم نیست. این خواننده می‌گوید: «خب خیلی‌ها می‌خوانند که فقط معروف شوند و برای این کار پول هم می‌دهند. هدف آنها اساسا چیز دیگری است. اینکه ماجرایی نامعمول باب می‌شود که بعضی‌ها دکان باز می‌کنند و از خواننده‌ها پول می‌گیرند، خیلی زشت است. یک‌جورهایی همه‌چیز این بازار موسیقی بد شده است. کارها به شکل درستش انجام نمی‌شود و حق و حقوق صاحب اثر پایمال می‌شود». علمشاهی ادامه می‌دهد: «از زمانی که نرم‌افزارها و هوم‌استودیوها آمدند، همه‌چیز دم‌دستی و سطحی شد. من آماری را از صاحب یکی از همین سایت‌ها شنیدم که نمی‌دانم چقدر درست است؛ اما مدعی بود که ماهانه حدود ۴٠٠ خواننده به این دایره اضافه می‌شوند که اعجاب‌آور است. مگر چقدر خواننده می‌خواهیم؟ خوانندگی چیزی شده شبیه تفریح قدیم بچه‌ها که می‌گفتند برویم سر کوچه یک‌دست گل‌کوچک بزنیم؛ حالا جمع می‌شوند می‌روند استودیو؛ یک ترک ضبط می‌کنند و بیرون می‌دهند». او درباره اینکه آیا کنسرت‌ها هم نمی‌توانند منبع درآمد خوبی برای خواننده باشند، می‌گوید: «چرا! اما کنسرت‌ها هم ماجرای خودشان را دارند. کنسرت درآمدزاست؛ اما متاسفانه کنسرت‌گذار نداریم. کنسرت‌گذار کسی نیست که بیاید روی خواننده مطرح کار کند. خواننده مطرح، مخاطب خودش را دارد و معلوم است که پولش را درمی‌آورد و سالن‌هایش پر می‌شوند. کنسرت‌گذارها باید بگردند و خواننده‌های مستعد را پیدا و روی آنها سرمایه‌گذاری کنند و با کارهایی که انجام می‌دهند، آنها را بالا بکشند؛ این هنر است! اینکه ستاره‌های روی بورس را شهر به شهر بچرخانی کاری ندارد. آنها خودشان اگر سرمایه داشته باشند، می‌توانستند همین کار را نجام دهند. اینکه شما سالنی را برای یک تازه‌کار پر کنی، هنر است». از او می‌پرسم اینکه در این هیاهو مردم او را از یاد ببرند، چه حسی دارد؟ جواب می‌دهد: «یادم هست زمانی که ما آمدیم، نسلی خاطره‌ساز حضور داشتند. برای مثال، من خودم با آهنگی از امیر کریمی خاطره داشته‌ام یا با پروانگی نیما مسیحا. برای همین حس خوبی که به من دادند هم هرگز فراموش‌شان نمی‌کنم. به نظرم مخاطب باید با کسی که کاری خاطره‌ساز برایش اجرا کرده، همراه بماند. البته سلیقه‌ها عوض شده و نسل جدیدخواننده‌ها ذائقه‌‌ها را عوض کردند». آیا این همه سختی‌ها و تلخی‌ها بهنام علمشاهی را از فعالیت موسیقی دلزده نکرده است؟ این خواننده در پاسخ می‌گوید: «راستش گاهی پیش آمده که پشیمان شده‌ام. گاهی چیزهایی را می‌بینی که بسیار سنگین و غیر قابل تحمل است. همکارانی را می‌بینم که قبلا وضع‌شان چطور بود و الان… می‌گویم چرا باید این‌طور باشد؟ اینها روحیه آدم را خراب می‌کند. گاهی فکر می‌کنم من هم باید مانند آنها جایی این ماجرا را تمام کنم». او که به زودی با قطعه‌ای متفاوت با همکاری امید سلیمانی و پیام هوشمند برمی‌گردد تا روال کارهایش را با سبکی تازه دنبال کند، در انتها می‌گوید: «آن دوره که در اوج بودم، راهنمای خوبی نداشتم تا مسیر روشنی را برایم برنامه‌ریزی کند. نتوانستم درست پیش بروم. اگرچه هنوز موسیقی، بخش عمده‌ای از زندگی من است؛ اما سبک و سلیقه‌های تغییریافته ناخواسته ما را از آن حلقه دور کرده است».

منبع : روزنامه سایه

دیدگاهتان را بنویسید :

نام

پست الکترونیک

وب سایت

XHTML: شما می توانید از این برچسب های HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

*

نظر سنجی

با برگزاری کنسرت‌های متعدد خواننده‌های پاپ بدون انتشار آلبوم جدید موافقید؟

Loading ... Loading ...